علي محمد ميرجليلى
241
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
و لو كان الراوى غير عمّار ، لحكمنا بذلك الّا انّ عماراً ممّن لايوثق باخباره ؛ « 1 » اگر راوى اين روايت فردى غير از عمّار بود ، ما به احتمال فوق ( صحّت نماز در صورت شكّ بين ركعت دوم و سوم با اضافه كردن يك ركعت نمازاحتياط ) فتوى مىداديم . لكن عمّار از كسانى كه اعتماد به اخبار او وجود ندارد و قابل اعتماد نيست . در اينجا با جرح عمّار ساباطى روايت وى را طرد مىكند ، حال آنكه در مقدّمهء « وافى » « 2 » عمار را از كسانى مىشمرد كه عمل به روايات آنها مورد اتفاق است . سرّ مطلب آن است كه فيض تنها در مقام تعارض به سراغ روات سند مىرود . در اينجا چون تعارض وجود دارد روايت عمار را به جهت فطحى بودن طرد مىكند . نمونههاى ديگر از ترجيح با صفات : وافى ، ج 6 ، ص 134 و 326 و 333 - 334 و ج 7 ، ص 148 و 442 . 2 - ترجيح به شهرت فيض در باب تعارض ، روايات مشهور را ترجيح مىدهد و مخالف آن را شاذّ مىنامد و طرح مىكند . مثال : اگر وقت نماز برسد و انسان در سفر باشد لكن نماز خود را تا رسيدن به وطن نخواند ، وظيفهء او در هنگام نماز خواندن چيست ؟ آيا تمام بخواند يا قصر ؟ روايات بر دو دستهاند . برخى او را ملزم به تمام مىداند و برخى او را مخير بين
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 5 ، ص 974 و 975 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 22 .